Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

فان خال در نقش کی‌روش؛یک داستان تکراری

فان خال در نقش کی‌روش؛یک داستان تکراری

اخیرا صحبت‌های زیادی از نارضایتی بازیکنان منچستریونایتد از فان‌خال منتشر شده و بازیکنان یونایتد از تاکتیک‌ها، تمرینات و ‏رژیم‌های غذایی سرمربی هلندی راضی نیستند.

مشخص نیست که این صحبت‌ها چقدر واقعیت دارند ولی اگر به دوران حضور ‏کارلوس کی‌روش در کنار فرگوسن برگردیم ، کمی اوضاع آشنا به نظر می‌رسد‎.
 همه چیز از سال 2000 شروع شد. پس از کسب سه گانه در سال 1999،یونایتد برای سومین پیاپی لیگ ‏تلاش می‌کرد و تیم دوم، آرسنال بود که 18 امتیاز با شیاطین سرخ فاصله داشت. یونایتد در 38 بازی 97 گل به ثمر رسانده بود. در ‏اروپا، هر چند که یونایتد نتوانست از عنوان قهرمانی خود دفاع کند و مقابل رئال مادرید شکست خورد ولی شیاطین سرخ خیلی راحت ‏باید بازی را می‌بردند و با بدشانسی از رقابت‌ها کنار رفتند. بازیکنان تمام تلاششان را کردند و انگار روز، روزشان نبود. یونایتد با ‏سری بالا حذف شد‎.




ولی فرگی، تفکر دیگری داشت. او می‌دانست که رئال کارشان را سخت خواهد کرد و برایشان مشکل به وجود خواهد آورد. او متوجه ‏شده بود که برای موفقیت در اروپا، نباید چیزی را بر عهده شانس بگذارد و کنترل تیمش بر بازی باید افزایش پیدا کند. او متوجه شده ‏بود که به جای اینکه شما 10 موقعیت داشته باشید و حریف 5 موقعیت، بهتر است شما 5 موقعیت داشته باشید ولی به حریف اجازه ‏ایجاد موقعیت ندهید. بدین ترتیب، سبک مالکیت توپ از همان موقع شروع شد‎.
در سال 2001، فرگی خوان سباستین ورون و رود فان‌نیستلروی را به خدمت گرفت تا بازی‌هایی با فشردگی بالای را با تغییر سبک ‏تیمش از 2-4-4 به ‏‎1-5-4‎، به سیستم مورد نظرش نزدیک کند. روی کین زوج ورون در خط میانی بود در حالی که پل اسکولز کمی ‏جلوتر بازی می‌کرد و به خط حمله تنیم کمک می‌کرد‎. ‎این سبک مالکیت توپ با حضور هوادارانی که شعار "2-4-4" سر می‌دادند ‏خوب پیش نرفت. آنها از فرگی می‌خواستند به سبک قدیمی خود که تیمش در اجرای آن استاد بود برگردد‎.
طبیعی بود که بازیکنان نمی‌توانستند با این سیستم جدید هماهنگ شوند و بدین ترتیب، عملکرد یونایتد خیلی جالب توجه نبود و در ‏مواقعی خسته کننده و خواب آور. به علاوه سیستم جدید یونایتد را در لیگ برتر و چمپیونزلیگ موثر نکرده بود. یونایتد پیش از ‏کریسمس 10 شکست تجربه کرده بود و در پایان فصل نیز در رده ی سوم کار را تمام کرد و در چمپیونزلیگ نیز مقابل بایرن مونیخ ‏در یک چهارم نهایی حذف شد. برای بازیکنانی که با یک سیستم کاملا خو گرفته بودند خیلی سخت بود که به یک سیستم جدید عادت ‏کنند‎.
برای پیاده کردن چنین سبکی فرگی به یک انقلاب نیاز داشت و کاتالیزور این انقلاب، شخصی نبود به جز کارلوس کی‌روش که در ‏سال 2002 به یونایتد پیوست و سال 2003 برای هدایت رئال مادرید از تیم جدا شد ولی پس از عدم موفقیت در این تیم، سال 2004 ‏دوباره به کنار فرگی بازگشت. ‏





با وجود اینکه یونایتد در سال 2003 قهرمان لیگ شد ولی یک از سخت ترین دوره‌های فرگی در دوران گذار تیمش رقم خورد. ‏کی‌روش نقش بسیار مهمی در آن دوره داشت و فرگی اختیارات تمام و کمالی در اختیار او قرار داد تا این انتقال را صورت دهد. خیلی ‏اغراق آمیز نیست اگر بگوییم او سرمربی پشت پرده ی تیم بود. کی‌روش روش‌های خود را در تمرینات پیاده می‌کرد، بازیکنان را ‏غالب ریزی و مته کاری می‌کرد و شاگردان فرگی، از تمرینات راضی نبودند زیرا بیش از حد تکراری و خسته کننده شده بود. بدین ‏ترتیب گری نویل نقشه ای علیه کی‌روش کشید تا او از تیم کنار گذاشته شود ولی با مخالفت تند فرگی همراه شد. حمایت فرگی از ‏دستیارش با وجود اعتراض بازیکنان و هوادارانش تزلزل ناپذیر بود. او مطمئن بود سیستمی که کی‌روش پیاده می‌کند در طول سال‌های ‏آینده در اروپا و لیگ برتر باعث برتری یونایتد نسبت به رقبا خواهد بود‎.

جذب روبن و رونالدینیو به بن بست خورد و یونایتد به جای این کار، سراغ دو بازیکن جوان رفت. رونالدو و رونی که هر دو، رکورد ‏خرید بازیکن نوجوان را شکستند. با این حال کی‌روش می‌دانست که این دو، دو بازیکن جوان بسیار خوب هستند که هسته تیم را ‏تشکیل خواهند داد. با ادامه جستجو‌های کی‌روش برای جذب بازیکنان جوان جدید که به کار تیم بیایند، بعضی بازیکنان دهه نود تیم مثل ‏روی کین و فیل نویل کم کم کنار گذاشته شدند و باقی مثل گیگز، کمتر بازی می‌کردند. این موضوع خشم هواداران را نیز به همراه ‏داشت و انگار همه چیز رو به سقوط بود‎.
با سیستم 1-3-2-4 کی‌روش، رود فان نیستلروی به عنوان مهاجم نوک نقش ایفا می‌کرد که این موضوع با روح یونایتد در تضاد بود. ‏شیاطین سرخ در 11 بازی آخر خانگی‌شان با بیش از یک گل موفق به کسب پیروزی نشدند که کی‌روش در آن موقع چنین پاسخی به ‏خبرنگاران داد:" اگر بازی با بلکبرن را بررسی کنید، ما ‏‎6 ‎‏ یا 7 موقعیت گل ایجاد کردیم که معمولا بیش از این گلزنی می‌کنیم."‏‎ ‎اظهارنظری که با مخالفت هواداران روبرو شد‎.‎





اما در فصل 08-2007 همه چیز ناگهان تغییر کرد و واوضاع روبراه شد. بازسازی یونایتدها جواب داد و جاناتان ویلسون، فوتبال ‏نویس سرشناس انگلیسی در مورد آن نوشت:" برای اولین بار در طول 30 سال، یک تیم انگلیسی در زمینه نوآوری تاکتیکی در یک ‏دهه، به تیم اول دنیا تبدیل شد."‏
منچستریونایتد در سال 2008 قهرمان لیگ برتر و چمپیونزلیگ شد و پس از آن هم دو بار دیگر به فینال لیگ قهرمانان رسید و چهار ‏بار لیگ برتر را فتح کرد. پس از آن بود که رسانه ها تیترهای دیگر در مورد کی‌روش زدند. دنیل تیلور در گاردین نوشت:" فرگوسن ‏بدون کی‌روش چطور تیمش را هدایت خواهد کرد؟"‏

ارسال نظر